بندر تاریخی لافت

 

     از موهبت اینترنت، در گوشه و کنار ایران عزیزمون دوستان زیادی پیدا کرده ام که با سفر به دیارشان تا کنون تعدادی از این دوستان خوب را زیارت کرده ام. ابراهیم نیک خو را هم از مدت ها قبل از طریق فتوبلاگ خوبش و با عکسهای زیبایی که از قشم میگذاشت میشناسم. از اینکه حتی در یکی از جزایر کشورمون هم دوست خوبی داشتم خیلی خوشحال بودم. وقتی به قشم رفتم تونستم ایشون رو در یک فرصت مناسب و درتنگه چاه کوه که از جاهای دیدنی قشم هست ملاقات کنم. مثل همه ی جنوبی ها خونگرم و مهربون بود. بعد از ظهر خوبی رو همراه بچه های تور و در کنار ایشون در تنگه چاه کوه گذروندیم و توضیحات خوبش اون مکان رو به ما بهتر معرفی کرد. ایشون هم زحمت کشیدند و مطلبی رو در مورد سفر من به قشم  نوشتند.


 عکسهای این سری به بندر لافت و مردم این بندر و بافت آن اختصاص دارد.

پیشینه این بندر تاریخی به دوران مادها و هخامنشیان میرسد. بندر لافت بافت قدیمی و زیبایی دارد که تقریبا بر بام تمام منازل بادگیر وجود دارد. سگ ها و گربه ها که از نژاد خاصی هستند در کوچه و خیابان به تعداد زیاد و آزادانه میچرخند و کسی کاری به کار آنها ندارد. آب آشامیدنی مردم با تانکر حمل میشود، ولی آب برای مصارف دیگر از چاه هایی که به تعداد زیاد در مکانی درست شده اند کشیده میشود و استفاده میشود.

 توضیحات مفید و بیشتر رو حتما دراین صفحه مطالعه کنید. ۱۳ عکس، بقیه عکسها در ادامه مطلب


 بندر تاریخی لافت | بهمن ۸۶ | لافت، قشم

ادامه نوشته

به گل نشسته

 

 به گل نشسته


به گل نشسته | سواحل قشم | بهمن ۸۶

مرغهای دریایی خلیج فارس

 

   از قشم برگشتم.

طی چند پست گوشه ای از زیباییهای این بزرگترین جزیره ایران رو به تصویر میکشم.

برای رفتن به قشم باید از بندرعباس سوار لنج یا اتوبوس دریایی شد و پس از گذشت ۱ تا یک و نیم ساعت به قشم رسید. یکی از مناظر زیبای قابل مشاهده در این سفر کوتاه به جز دیدن کشتیهای بزرگ و کوچک تجاری و باری، دیدن تعداد زیادی مرغ دریایی شیطون بود که طبق عادت لنج ها را برای گرفتن غذا و خوردنی از دست مسافران هیجان زده دنبال میکنند.

این پست به این پرنده های زیبا و زرنگ اختصاص داده شد. برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب بروید.


مرغهای دریایی خلیج فارس | بهمن ۸۶ | هرمزگان

ادامه نوشته

یادگارهای هخامنشی

 

    کاش معنی این خطوط باستانی به یادگار مانده از اجدادمان را میدانستیم. هخامنشیان... منش هخا...

کسی میداند هخا کیست؟ به عبارتی که بوده است؟

پ.ن: سفری دیگر در پیش است.یک هـفـته.


یادگارهای هخامنشی | آذر ۸۶ | تخت جمشید، شیراز

سینما آزادی، گذشته و امروز

 

   سوم اردیبهشت 1348، سینما شهر فرنگ با اکران مارلیک افتتاح می شود، برادران روحانی (صاحبان سینما)، بی خیال نام خارجی برادوی می شوند و ترجیح می دهند نام سینمایشان، نام دستگاه سرگرم کننده دوران کودکی شان باشد.

نمایش فیلم‌های مطرحی مثل جنگ ستارگان باعث می شود ضلع شمال شرقی چهارراه عباس آباد و سینما شهر فرنگ، به سرعت به پاتوق فیلم دوست‌ها بدل شود.

بعد از انقلاب و در سال 59، سینما این بار تحت پوشش بنیاد مستضعفان و با نام آزادی افتتاح می شود. 10 سال می گذرد و بعد از جنگ، سینما به حوزه هنری واگذار می شود. صف‌های طویل جلوی سینما آزادی دیگر نمای آشنای چهارراه عباس آباد شده بود؛ طوری که سال 75 با فروش 150 میلیون تومانی، پرفروش ترین سینمای ایران لقب می‌گیرد.

اما دوران اوج آزادی، در ساعت 13:15 جمعه 29 فروردین 76 با شعله‌ور شدن آتش در کانال های هواکش سمت راست سالن پایان می یابد.

این سینما که در سال های 55 و 69 هم دچار آتش سوزی خفیف شده بود، نتوانست از بار سوم جان سالم به در ببرد. وقتی تماشاچی‌ها در اولین سانس فیلم تعطیلات تابستانی ، دارند به این فیلم می خندند، آتش به سرعت در میان بافت های پلاستیکی می پیچد و دود غلیظ آن، تماشاچی‌ها را فراری می دهد. شیشه‌ها بر اثر حرارت بر سر مردم خرد می شود و در کمتر از 20دقیقه، با وجود تلاش آتش‌نشانان، آتش دیوانه وار آزادی را نیمه مخروبه می‌کند. مأموران موفق می شوند سینمای همسایه ـ شهر قصه ـ را نجات بدهند، ولی چند روز بعد شهر قصه را هم به دلیل احتمال فروریختن دیوارها، تخریب می کنند. سال‌ها از آن روز می گذرد و حفره شمال شرقی چهارراه عباس آباد همچنان خالی است.

در سال 75، طرح بازسازی سینما به مزایده گذاشته شد و از میان طرحهای معماری شرکت کنندگان مطرحی چون فرشید موسوی، معمار سرشناس ایرانی مقیم انگلستان و موسس شرکت Foreign Office Architects، طرح پیشنهادی مهندسین مشاور توان به عنوان طرح برگزیده شناخته شد.

سینما آزادی به عنوان نماد سینمای ایران ، دهه فجر امسال (86) میزبان بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر خواهد بود.

منبع: ویکی پدیا

 پ.ن: بهار سال ۸۵ وقتی برای اولین بار تابلوی روزشمار افتتاح سینما آزادی رو دیدم خیلی خوشحال شدم و عکسی به یادگار گرفتم. کیفیت پایین ۲ عکس اول یاد آور دوربین قدیمی بنده است.


سینما آزادی، گذشته و امروز | خرداد ۸۵ و بهمن ۸۶ | تهران

پاک و سفید...مثل برف

 

 پاک و سفـید....مثل برف


پاک و سفـید....مثل برف | بهمن ۸۶ | لویزان،تهران

مجسمه کوهنورد

 

   در سال۱۳۳۷، پیشنهاد حسن وجدان ‌خوش‌، از کوه ‌نوردان با سابقة کشور، برای نصب یک مجسمه کوه‌ نوردی ‌مورد تأیید سایر کوه ‌نوردان قرار گرفت‌. او پیشنهاد خود را نزد رئیس فدراسیون کوه نوردی، سرهنگ بیات، برد. این پیشنهاد تایید شد و مهام‌، شهردار وقت تهران‌، هزینة ساخت آن را قبول کرد. سرهنگ بیات که رئیس مرکز آموزش کوهستانی ارتش نیز بود، امیر شاه قدمی‌، گروهبان ارتش و مربی کوه‌نوردی مرکز آموزش کوهستانی و مربی اسکی کشور را به عنوان مدل به استاد رضا لعل ریاحی، استاد دانشکده هنرهای زیبا، مجسمه‌ ساز و سرهنگ ارتش؛ معرفی کرد و شهرداری مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان هزینة ساخت مجسمه را پرداخت‌. درسال ۱۳۳۸، مدل گچی آن آماده و در میدان سربند نصب و طی مراسمی از آن پرده ‌برداری شد. متأسفانه در زمستان همان سال‌، به علت بارندگی و یخ ‌زدگی‌، دست و قسمتی از بدنة مجسمه خرد شد. این قسمت مدت‌ ها با پرچم ایران پوشانده شده بود. درسال ۱۳۴۱، با پی ‌گیری استاد رفعتی افشار، رئیس وقت فدراسیون‌، مجسمة سیمانی آماده شد و خلیل میلانی و عبدالحسین امین از طرف فدراسیون مأمور نصب آن شدند. این مجسمه هنوز پا برجا است‌.
    در آبان‌ماه سال۱۳۵۰، بنا به پیشنهاد فدراسیون کوه ‌نوردی ایران و موافقت انجمن شهر و شهرداری تهران‌، نام میدان سربند به میدان کوه ‌نوردان تغییر یافت‌.
    مجسمه کوه‌ نورد با ارتفاع حدود سه متر، نماد کوه ‌نوردان شناخته می‌شود.

 منبع : کتاب اول


 مجسمه کوهنورد | بهمن ۸۶ | تجریش، دربند

شهریار جوان

 

  اردشیر رستمی، کاریکاتوریست و بازیگر سریال شهریار در نقش شهریار


اردشیر رستمی | دی ۸۶ | تهران

فقر،غیرت،سکوت و ....

                            

     نمیدونم در مورد این عکسها چیزی باید گفت یا نه! اونایی که باید حرف بزنند، هر روز از نفتی کردن سفره مردم و رشد اقتصادی و این دست یاوه گوییها حرف میزنند.

 همه ی ما هر روز انواع مختلف این حقیقت رو میبینیم، حالا راست یا دروغش! ولی واقعا کسی حاضر میشه فقط برای درآمد!! این گونه غرور و شخصیتش رو خرد کنه؟

 من که حرفامو با عکسهام میزنم. کاش اونایی هم ادعا میکنند جرات دیدن و حرف زدن داشتند.

 برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید.


 فقر،غیرت،سکوت | شهریور ۸۶ | مترو تهران

ادامه نوشته

عمارت عالی قاپو

 

   عمارت عالی قاپو


عالی قاپو | آذر ۸۶ | اصفهان